تبليغاتX
طنز همیشه خنده !
طنزیله : دنیای طنز و خنده ، جوک ، حکایت ، طالع بینی ، استخاره ، عکس زیبا

به نظرتون می تونیم برای زندگی برنامه ریزی منظمی کنیم ؟

درست وفتی تو مجلس عروسیت دارند ازت عکس می‌گیرند، یاد ریق گربه‌ای که وسط جاده چسبیده بود کف زمین، می‌افتی و بعد .. هو و و .... ق ق ق ....

درست وقتی داری جلوی ۴ تا دختر خوشگل تو پارک با اسکیتت افه می‌ای یه چاله‌ی کوچیک از وسط سبز میشه و شپلنگ .... و صدایی که می‌آد: «آی کونش ... الهی ...»

درست وقتی که بچه‌ی شیطونت تو رو تو ماسه‌های بغل دریا چال کرده و داره رو صورتت می‌شاشه و می‌خنده و تو داری بهش فحش می‌دی یه موج گنده میاد و اتفاقا تیکه‌ی چوبیه جعبه‌یی که باهاش یه نفر رو وسط دریا ول کرده بودند میاد و زاقارت می‌خوره تو مخت ...
درست وقتی داری با دقت هر چه تمام‌تر نخی رو از سوزنی رد می‌کنی ... زن و شوهر جوون همسایه بالایی رمانسشون می‌زنه بالا و گومب و گومب .... و آخ ... سوزن می‌ره تو چشمت ...

پس هیچوقت فکر نکن که می‌تونی برای زندگیت برنامه‌ی منظمی بچینی و یکنواخت زندگی کنی .... همیشه درست در لحظه‌ای که فکرشو نمی‌کنی یه اتفاق می‌افته و خیلی چیزها عوض می‌شه...

 

 

 

                               اخبار دانشجویی !

 

همزمان با گرامیداشت هفته نیروی انتظامی، شاهد کاهش چشم گیر و دست و پا گیر وقوع جرم در سطح شهر، ;کشور، کره زمین و اصلا کل جهان بودیم. همچنین طبق آخرین شایعات گزارش شده اقدامات ارزشمندی در سراسر دانشگاه های کشور نیز صورت گرفت. از مهم ترین این اقدامات می توان به بازداشت نمودن تعداد زیادی دانشجونما ها اشاره کرد.

یک مقام کاملا ناآگاه در این زمینه به خبرنگار ما گفت : با توجه به روند بی رویه پذیرش دانشجو، امروزه هر انسانی می تواند یک دانشجو باشد. و این امر باعث شده است که افراد بزهکاری در ظاهر دانشجو در این مکان فرهنگی با کلاه برداری و ادای احترام موجب تزلزل روحیه اجتماعی ... [ حرف های گنده گنده ]

پس از تلاش های پی در پی دوستان ما در بخش آبدار خانه بازداشت گاه و دسترسی به پرونده های مجرمین تصمیم گرفتیم تا هویت اصلی ایشان را فاش کنیم. و آبرویشان را به آب چشمشان تبدیل کنیم.

متهم اول آشنا با فن کامپیوتر معروف به سوزان هکر طی مدت زمان اندکی اقدام به نفوذ در قلب تعداد کثیری از پسران دانشجو کرده است و سپس اقدام به هک کردن و آلوده کردن قلب آن ها به ویروس عشق کاذب کرده است. بنابر اعترافات صحیح متهم در خصوص شیوه نفوذ در قلب مشخص گردید که این فرد از طریق مردمک چشم قربانی به داخل مغز او نفوذ کرده و پس از غیر فعال کردن سیستم امنیتی مغز، اقدام به قرار دادن ویروس خود به جای دیگر اطلاعات در قلب متهم می کند. البته هنوز گزارش دقیقی از مقدار خسارات وارد شده به جیب قربانیان به دست ما نرسیده است.

متهم ردیف دوم معروف به کامبیز جزوه، بار دیگر پس از آزادی موقت خویش اقدام به اعمال سوء کرده است. این فرد سابقه دار که تا کنون به دلیل  جزوه گیری های متعدد، نگه داری صد ها فروند جزوه در خانه ، تکه پاره کردن یک جزوه و جا سازی آن در کیسه زباله دستگیر شده بود. پس از آزادی نیز با عضویت در یک باند مخوف جزوه ربایی به سرکردگی "الیاس - پ " اقدام به خارج کردن تعداد کثیری جزوه  از کشور به صورت قاچاق و فروش آنها در آن طرف مرز ها کرده است. وی پس از دستگیری در اعترافات صریح خویش اذعان داشت که پس از ربودن چند جزوه خوش خط و تمیز اقدام به عکس برداری و تهیه فیلم از نحوه خط خطی کردن جزوه ها و توزیع آن در سطح شهر از طریق سی – دی، بلوتوث و ... کرده است.  

متهم "خلیل مرادی" معروف به خلیل خرکن، مرتکب جرم هایی چون، خر کردن، خر زدن، خر شری، خر خودتی و ... شده است. گفتنی است خلیل خر کن که پس از بد قولی پدرش در خصوص خرید خر در ازای قبولی در دانشگاه آزاد علی آباد، دچار یک بیماری روانی شده است. تا کنون بار ها اقدام به خر کردن دانشجویان، اساتید، هیئت علمی برای رسیدن به اهدافش کرده است. همچنین این متهم قصد خر کردن یکی از مسئولین کمیته انضباطی جهت عدم تشکیل پرونده برای وی را داشته است. این متهم پس از خر کردن اطرافیان خود آن ها را به سیرک می فروخت که یکی از خر ها پس از آشنایی با پینوکیو و ... گزارش خود را تنظیم کرد. آخرین شکایتی که از این متهم صورت گرفته است از طریق سازمان حمایت از حیوانات اهلی بوده است که وی را از خر زدن شب امتحان منع کرده است.

متهم آخر که محمود گدا نام دارد. متکدی گری در سطح دانشگاه ها را با انگیزه فراهم کردن خرج دانشگاه آزاد خویش انجام داده است. اما پس از تحقیقات بازرسان و رجوع به سوال " از کجا آورده ای ؟! " مشخص گردید که این شخص 435 شغل دیگر نیز دارد. و هم اکنون با حفظ سمت هایش مشغول انجام حرفه مورد علاقه خویش می باشد....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 13:40  توسط سعید آرین  | 

سلام سلام.

ببخشید مدت خیلی زیادی (قریب به ۴ماه )نبودم. این بار خدمتتون اومدم با طنزهای جالب دانشجویی. تونستید نظر بدید.

 

ضرب المثل های دانشجویی

 

وام دانشجویی: یک موکندن از خرس هم غنیمت است

 

وضعیت بد غذای خوابگاهها:شتر را گفتند، چرا گردنت کجه ، گفت: کجایم راسته؟

معدل کل دانشجویان: هر سال دریغ از پارسال

وقتی دانشجوی جدید الورودنبال پروژه باشد:غوره نشده مویز شده

سه نمره تشویقی:از کیسه خلیفه بخشیدن

واحد زیادی گرفتن در اول ترم و پاس نکردن آن در آخر ترم:وقتی جیک جیک مستونت بود،فکر زمستونت نبود

نمره های زیر 10و بالای 9 استاد:کاچی بهتر از هیچی

قول مسئولین در موردوضعیت خوابگاهها:سنگ بزرگ علامت نزدنه

 

از صفر من تا بیست تو

 

از صفر من تا بیست تو راهی به جز تقدیر نیست

دلخوش به استادم مکن حذف اضطراری دیر نیست.

من غایبم یا در سکوت ٬ تو حاضر و در گفتگو

من غافل از استاد و درس ٬ تو می نویسی مو به مو

با جزوه و فرمول بیا ٬ تا پاس کنم یک واحدی

چیزی نخوندن بهتر از یک شب تلاش بی خودی

با عشق در دانشکده ٬ جایی برای درس نیست

البته ترم هفت و هشت ٬ دیگر مجال ترس نیست

دانشجو گر عاشق شود بی پرده مشروط می شود

چیزی شبیه آب هویج با کوفته مخلوط می شود

 

 


روابط عمومی دانشگاه آزاد بفرمایید

الو؟

_بله

_سلام

_بله

_ببخشید... روابط عمومی دانشگاه آزاد؟

_بله

_یک انتقاد داشتم.

_بله

_این چه سرویس هایی ست گذاشته اید؟ ظرفیت حمل ندارند، شلوغ بازاری شده ، بعضی از این راننده ها هم این قدر تند می رانند که بی تربیتی میشه! آدم احتیاج به توالت پیدا می کند!

_بله

_کلاس ها سر وقت تشکیل نمی شوند،مثلاً همین استاد... هر جلسه نیم ساعت همه را علاف می کند! کسی هم نیست به آقا بگوید بالای چشمت ابروست؟

_بله

_از وقتی 4000 دانشجوی جدید گرفته اید اوضاع شیر تو شیر شده! همین درس ... 22 نفر دانشجوی  x-largeرا به صورت mp3 چپانده اید توی یک کلاس 3*4 ، خفه شدیم!

_بله

_دانشجو ها راضی نیستند!

_بله

_در پایان می خواستم از اضافه کردن هویج پلو با ترشی به برنامه غذایی سلف تشکر کنم!

_اجازه بدهید.... لطفاً این قسمت آخر را تکرار کنید تا صدایتان را ضبط کنم!!! روابط عمومی دانشگاه آزاد بفرمایید.....!

 

 


رزم سهراب و کنکور

 

می پردازیم به شرح قسمتی از خان اول. که همانا مبارزه سهراب و گیوتون باشد. گیوتون پیرمردی بود، دانشمند و جادوگر! او سه جادوی مشهور داشت. که هر کس قصد عبور از منطقه گنگور را می کرد. می بایست با این سه جادو مقابله می کرد. حال ادامه داستان را خلاصه می خوانیم.

چو سهراب کنکور را بدید .................. همه هوش از این سر پرید

 یکی راه بود پر خار و خطر.............. بسی باتلاق های ظاهر به زر

یکی راه بود و صد کس سوار ..... همه سوی دانش همه سوی کار

در این راه بود که سهراب دید .......... نشسته سر راه مردی سفید

ازو خواست از جایش بخیزد چو تیر ..... که سهراب ادامه دهد این مسیر 

بدو پاسخش داد که جادوگرم ............... سه جادو بدانم اندر  سرم

مرا نام مادر گیوتون بکرد ....................... اگر مرد راهی بیا تو به گرد

بکوبید پا بر زمین شیر دلیر ....................... که سرعت بگیرد، نزد پیر

بله سهراب وقتی می بیند پیرمرد راه او را باز نمی کند، به رزم بر می خیزد. و قصد رفتن به سمت جادوگر پیر می کند. اما گیوتون جادوگر از جادوی اول خود استفاده می کند. و سهراب که ساکن بود، تمایل به سکون پیدا می کند. و نمی تواند از جایش حرکت کند. سهراب به شدت خشمگین می شود.

بیامد به پیشش آن مرد پیر ........... بخندید دلی سیر بر مرد شیر  

بدو گفت این جادو را بدان ........ برای گذشتن ز راه محتاجی بدان

سهراب از خنده پیرمرد، عصبانی می شود و گلوی او را می گیرد تا با زور بازو او را خفه کند. اما در همین زمان جادوگر پیر از حربه دوم خود استفاده می کند. که چنین است : برآینده نیرو های وارد بر جسم ساکن صفر است. و از آن جایی که پیر مرد ساکن شده بود. قدرت و نیروی سهراب در او بی اثر بود.

خروشید سهراب که ای پیرمرد............. بکش دست از جادو، در این نبرد

نباشد درست اینچنین شیوه جنگ............ اگر مرد جنگی کمی کن درنگ

دوباره بخندید آن حیله گر ................... نگاهی بکرد بر وی از پا تا به سر

سهراب دست خود را مشت می کند و با تمام قدرت بر فرق سر جادوگر پیر می کوبد، طوری که از صدای این ضربه تمام کوه ها و درختان فرو می ریزد. اما پیر مرد جادوی سوم خود که همانا هر ضربه ای عکس الضربه ای دارد، استفاده می کند. و نیرویی که سهراب بر پیرمرد جادو گر وارد می کند. بر فرق سر خودش فرود می آید.

بدو بازگشت نیروی خویش .................. که زد بر سر پیرمرد ساییده ریش

به فریاد با داد بانگ زد آخ ................. صدایش بخورد بر دل پیر همچو شاخ

دل پیر مرد از آخش شکست ................... سیه گشت جهان بر پیر مست

سهراب که بس خسته و درمانده شده بود. پس از اینکه گیوتون رو شکست داد، رو به یزدان کرد وی را سپاس گفت. گورخری شکار کرد و بخورد. و شبی را در همانجا بیاسود. تا صبح با قدرتی بیشتر حرکت کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:0  توسط سعید آرین  | 

آپ اول شهريور ماه

 

جشنواره ايرانسل !

 

اينم تبليغات ايرانسل : با صداي رسا بخونيدش

 

شونصدمین جشنواره ایرانسل در قلی آباد خرمن دشت. از 1 فروردین لغایت 29 اسفند هر سال ، با خرید هر سیم کارت ایرانسل هفتاد سیم کارت اعتباری جایزه بگیرید. همه روزه از ساعت 1 نصف شب تا 2 ظهر و از 2 ظهر تا 1 نصف شب. شما می توانید با پرداخت سالیانه مفت هزار ریال از کلیه خدمات ایرانسل برخوردار شوید.

- یک بار دیگر، هزارمین جشنواره ایرانسل به مناسبت روز کفتر برگزار می شود. از علاقه مندان به خرید سیم کارت و جمع کردن سیم کارت های خود در کلکسیون دعوت می شود، تا با خرید هر سیم کارت ایرانسل بی نهایت سیم کارت اعتباری ایرانسل در یافت کنند. نگران نباشید ما با استفاده از چند دستگاه کامیون و 10 تن سیم کارت های جایزه را در حیاط خانه تان خالی خواهیم کرد. 

- ایرانسل هدیه می دهد . از کی تا حالا ؟ از وقتی ایرانسل اومده. بزرگترین جشنواره ایرانسل در قاره آفریقا. بدون خرید هیچ گونه سیم کارت جایزه بگیرید. ایرانسل  بگیرید. ایرانسل جایزه می دهد. ایرانسل هدیه می دهد.

- سیم کارت ویژه ایرانسل به مناسبت روز بزرگداشت مقام گورخر خال خالی، عرضه شد. با جایزه گرفتن ده سیم کارت ایرانسل نهصد و پنجاه و هشت سیم کارت ویژه دیگر ایرانسل جایزه بگیرید. سیم کارت های ما را می توانید از آدامس فروش ها، دست فروش ها، و گل فروش های سر چهار راه تهیه کنید.

- با خرید هر سیم کارت ایرانسل شصت دستگاه تلویزیون رنگی، پنجاه خودروی پژو 206 ، 900 فقره وام ازدواج، و هزاران هزار سیم کارت اعتباری دیگر جایزه ببرید.

- سیم کارت یک بار مصرف و بهداشتی ایرانسل به بازار آمد. این سیم کارت ها را بعد از هر بار استفاده بشکنید و دور بریزید. و سیم کارت دیگری با میلیونها جایزه ارزنده و نفیس دیگر جایزه بگیرید.

استخر سیم کارت ایرانسل افتتاح شد. شما می توانید در این استخر که از سیم کارت پر شده است، شنا کنید و به از هر کجا به کجای ایران فقط دقیقه ای هفتصد میلیون تومان تماس بگیرید.
- و باز هم شما می توانید شماره دلخواه خود را انتخاب کنید...

- مهلت جشنواره تمدید شد...

- جون مادراتون بیاین هدیه بگیرید...

- تو رو خدا جایزه بگیرید...

و سرانجام ایرانسل به عنوان نیکوکارترین خط موبایل لقب نیکیسل را گرفت. چندی بعد این شرکت به دلیل تولید بیش از حد سیم کارت در شرکت خفه شد و ترکید، و سراسر جهان باران سیم کارت بر سر مردم نازل شد!

 

آلبوم جديد شجريان

 

1- صاحبدلان بايد برقصن

 

2- ساقی تو ديگه کی هستی

 

 3- مرغ سحر (ريميکس)

 

4- هی نگار کجا کجا

 

 5- غم مخور فدای سرت

 

 6- ستارمو با خودت نبر

 

جوك و حكايت

 

1-      يه خبرنگار از غضنفر مي پرسه نظر شما درباره اينكه اين كوچه اسفالت نيست چيه؟؟غضنفر  مي گه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندركاران صدا وسيما و با عرض سلام ويژه خدمت مقام معظم رهبري و خانواده معظم شهدا وجانبازان و ايثارگران, من بچه اين محل نيستم!

2-      دو نفر می رن دزدی ، سگ خونه هه بد جوری پارس میکرده اینا میترسیدن برن جلو . یکیشون به اون یکی میگه : نترس برو جلو مگه نشنیدی می گن سگی که پارس میکنه گاز نمی گیره ؟ اون یکی میگه: چرا شنیدم ولی میترسم سگه نشنیده باشه !!!!!!

3-      دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم. اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني. يارو ميگه دوميش چيه؟ دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم!

4-      هوووششششش چيست ؟ جد بزرگ ترمز ABS است كه خر با شنيدن آن در جاي خود ميخكوب مي شود و خط ترمز بر جاي نمي گذارد!

5-      قاري قرآني صداي نكره اي داشت. عارفي به او گفت : تو چقدر پول مي گيري قرآن مي خواني ؟ قاري گفت : پولي نمي گيرم بهر خدا مي خوانم.  عارف گفت : بهر خدا نخوان !
تو كه زين نمط مي خواني *** ببري آبروي مسلماني !

6-      غضنفر مي ره مشهد بچش گم مي شه. نذر مي كنه : يا امام رضا بچه م پيدا بشه ديگه غلط كنم بيام مشهد !

7-      يه بار يكي مي اندازه دنبال اتوبوسي كه همين جور داشت مي رفت . مسافري از تو اتوبوس مي گه داداش بي خود زحمت نكش نمي رسي! طرف مي گه : دعا كنين بتونم سوار شم چون من راننده اتوبوسم!

8-      در ادامه طرح امنيت اجتماعي ، گذاشتن عسل و ميرزا قاسمي فقط به شرطي مجاز است كه در يخچال باز گذاشته شود!

9-      خانمهاي محترم : با توجه به سهميه بندي سوخت و صرفه جويي در مصرف سوخت با همان بوق اول سوار شويد!

10-   سخت ترین سوال کنکور ۸۶: سهمِیه خودرو سواری ۲ گانه سوز دولتی که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار می کند چند لیتر است؟

 

يك ماجراي جالب!

یک روز یک پسر برای استخدام به شرکتی مراجعه می کنه و مدیر بدون گفت و گویی طولانی یک ورقه کاغذ به اون می ده و ازش درخواست می کنه تنها به یک سوال جواب بده و اما سوال:

"شما در یک شب بسیار سرد و طوفانی در جاده ای خلوت رانندگی می کنید ناگهان متوجه می شوید که سه نفر در ایستگاه اتوبوس به انتظار رسیدن اتوبوس این پا و آن پا می کنند و در آن باد و باران و طوفان چشم به راه معجزه ای هستند. یکی از آنها پیرزن بیماری است که اگر هرچه زودتر کمکی به او نشود ممکن است همانجا در ایستگاه اتوبوس غزل خداحافظی را بخواند. دومین نفر صمیمی ترین و قدیمی ترین دوست شماست که حتی یک بار شما را از مرگ نجات داده است و نفر سوم دختر خانم بسیار زیبایی است که ...

اگر اتومبیل شما فقط یک نفر جای خالی داشته باشد شما از میان این سه نفر کدامیک را سوار ماشینتان می کنید؟ پیرزن بیمار؟ دوست قدیمی؟ یا آن دختر زیبا را؟

جوابی که آن جانور پسربه مدیر شرکت داد: من سویچ ماشینم را میدهم به آن دوست قدیمی ام تا پیرزن بیمار را به بیمارستان برساند و خود من با آن دختر خانم زیبا در ایستگاه اتوبوس می مانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار کند.

 

بدشناسي پشت سر هم!

 

مرد ثروتمندي مباشر خود را براي سركشي اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسيد :
- جرج از خانه چه خبر؟
- خبر خوشي ندارم قربان سگ شما مرد.
- سگ بيچاره پس او مرد. چه چيز باعث مرگ او شد؟
- پرخوري قربان!
- پرخوري؟مگه چه غذايي به او داديد كه تا اين اندازه دوست داشت؟
- گوشت اسب قربان و همين باعث مرگش شد.
- اين همه گوشت اسب از كجا آورديد؟
- همه اسب هاي پدرتان مردند قربان!

-          چه گفتي؟همه آنها مردند؟                                 
- بله قربان . همه آنها از كار زيادي  مردند.
براي چه اين قدر كار كردند؟
- براي اينكه آب بياورند قربان!
- گفتي آب  آب براي چه؟
- براي اينكه آتش را خاموش كنند قربان!
- كدام آتش را؟
- آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاكستر شد.
- پس خانه پدرم سوخت ! علت آتش سوزي چه بود؟
- فكر مي كنم كه شعله شمع باعث اين كار شد. قربان!
- گفتي شمع؟ كدام شمع؟
- شمع هايي كه براي تشيع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!
- مادرم هم مرد؟
- بله قربان .زن بيچاره پس از وقوع آن حادثه سرش را زمين گذاشت و ديگر بلند نشد قربان !
- كدام حادثه؟
- حادثه مرگ پدرتان قربان!
- پدرم هم مرد؟
- بله قربان. مرد بيچاره همين كه آن خبر را شنيد زندگي را بدرود گفت.
- كدام خبر را؟
- خبر هاي بدي قربان. بانك شما ورشكست شد. اعتبار شما از بين رفت و حالا بيش از يك سنت تو اين دنيا ارزش نداريد .من جسارت كردم قربان خواستم خبر ها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان !!!

 

نامه اسرار آميز!

 

در زير يه نامه مي بينيد كه اسرارآميزه. مي دونيد چرا ؟

نامه رو به دو طريق بخونيد : يك بار كامل بخونيدش و بار دوم از بالا يك خط در ميان بخونيد ! چه تفاوتي احساس مي كنيد ؟

محبت شدیدی که سابقاً به تو ابراز می کردم

دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو

روز به روز زیادتر می شود و هرچه بیشتر ترا می شناسم

پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار می گردد.

در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید

از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که

شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهایی که اخیرا با تو کردم

طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و

بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و می دانم که

خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.

اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو

به پریشانی و بد بختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را

در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من

هیچگاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته

متوجه تو است این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که

از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که

این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر تاسف می خورم اگر

باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو می خواهم

که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر

مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای

لطف و حرارت می باشد بطور قطع بدان که همیشه

دشمن تو هستم و از تو به شدت متفنر هستم و نمی توانم فکر کنم که

دوست صمیمی و وفادار تو هستم!

 

الو مشاوره

 

خانم : سلام آقاي مهندس ملانصرالدين

ملا : سلام خانم . بفرماييد.

خانم : من يك سوال دارم. چرا بين آقايان و خانمها تبعيض وجود داره ؟ مثلاً چرا ديه ي زن نصف مرده ؟

ملا : اي خانم ، اين چه حرفيه كه مي فرماييد. اگر با کشتن ، تو را از شوهرت بستانند ، به او نصف ديه  می رسد ولی اگر او را بکشند تو صاحب تمام ديه می شوی !!!

خانم : ايولا ملا! الحق كه مدرك مهندسي كه سعيد آرين صاحب وبلاگ بهت داده برازندته.

 

*** همچنين مشاور ما تعداد زيادي نامه از خانمهاي بالاي سي سال و مجرد داشت كه گفتند كمي از مزاياي مجردي بگيم دلشون خنك شه. چشم اينم مزايا :

آدم متاهل، آدمی است که گذشته ای داشته است اما آدم مجرد آدمی است که آینده در برابر اوست

شاکی هستید که زندگیتان یک چیزی کم دارد؟
این خیلی بهتراست تا آن که ازدواج کنید و به این نتیجه برسید که توی زندگیتان یک چیزی اضافی است!!

 

مزاياي خنديدن

 

1.هزينه اي ندارد ؛ ولي بسيار چيزهاي گرانبهايي مي آفريند.

2.كساني را كه دريافتش مي كنند غني مي سازد ، ولي كساني را كه آن را مي بخشند فقير نمي كند.

3.به سرعت برق مي آيد ، اما خاطره اش تا ابد پايدار مي ماند.

4.هيچ كس آنقدرها غني نيست كه بتواند بي آن سركند و هيچ كس آن قدرها فقير نيست كه نتواند از منافع آن بهره مند گردد.

5.در خانه شادماني و خوشي مي آفريند ، در تجارت خير و بركت مي آورد و نشانه دوستي و محبت است.

6.آن را نمي شود خريد ، گدايي كرد ، قرض گرفت و يا دزديد ؛ زيرا كالايي زميني نيست و تا وقتي بخشيده نشود ، به دست نمي آيد.

 

مصرف سوخت خودروها

خيلي واسم جالب بود بدونم خودروها مصرف سوختهاشون چقدره. واسه همين گشتي تو اينترنت زدم و نتايج جستجو از اين قراره :

-          ام وي ام : 6.75هر صد كيلومتر

-          پرايد ، پي كي: 6.8تر در هر صد كيلومتر

-          پژو 206 : 8.3 ليتر در هر صد كيلومتر

-          پروتون : 8.4 ليتر در هر صد كيلومتر

-          وانت پيكان 10 ليتر در هر صد كيلومتر

-          پيكان : 9.6 ليتر در هر صد كيلومتر

-          پژو405 : بين 8.5 تا 9 ليتر در هر صد كيلومتر

-          سواري مزدا 6.8 ليتر در هر صد كيلومتر

-          وانت مزدا 11.2 ليتر در هر صد كيلومتر

-          نيسان پيكاپ : 13 ليتر در هر صد كيلومتر

-          وانت نيسان : 15 ليتر در هر صد كيلومتر

-          خودروهاي هيوندايي : حدود 7.5 ليتر در هر صد كيلومتر

چند نكته ظريف

 

1-      وقتي با يک انگشت به طرفه کسي اشاره ميکني و اون رو مسخره مي کني، اگر خوب نگاه کني مي بيني سه ‌تا انگشت ديگه به طرفه خودته.

2-      يادت باشه خدا هميشه داره نگات مي کنه ، پس بزار وقتي نگات مي کنه پيش فرشته هاش به تو بباله نه اين که فرشته ها باز ازش بپرسند چرا برات سجده کردند؟!

 

در آپ آينده خواهيد خواند :

1-      قوانين بدشانسي مورفي!

2-      آگهي ختم طنز

3-      جوك و حكايت

4-      ابزارهايي زيبا براي وب مسترها

5-      و كلي چيزاي جالب ديگر

 

مرسي! منتظر نظرات قشنگتون هستم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 11:19  توسط سعید آرین  | 

آپ اول مرداد ماه

 

اولين مطلب في الهذا الآب (آپ!) بلسان العربي و بقية المطالب بالزبان الشيرين الفارسي! و لا تنسي النظرات الجميل و سازنده تان بالهذا المطالب ! أنا كوشيدم باآوردن المطالب الحنون و مضحك (!!!) بهذا آلاپ تا انتن اضحك بفرح في ته دل !

 

الدمپايي !

 

الدمپايي شي پلاستيكي و نوع من الدمپايي كه كثيراً شيك هست من الچرم.

و لكن ذلك الدمپايي كه فعلاً مد نظر نا هست پلاستيكي و ذلك الدمپايي كه يستعمل في الخوابگاه زياداً.

في الخوابگاه فقط متي يدخل في الاتاق دمپايي تان هست دو الباب و لكن في الموقع الخروج لا تري چشمانتان يوم سوء (چشمتون روز بد نبينه ) چرا كه لا موجود دمپايي تان

تقول بنفسي : انا كي ذهبت كه خودم بي خبر.

في هذه الحظه تري الدمپايي تان في الرجلان صديقتان كه قدم زنان يحر ( عبور ميكند) من السالن بالاتاق خودش؟!

وقتيكه هذه العمل يتكرر لدفعه كه يضرب جيغ من الاعماق وجودتان!

وقول شاعر : كان بدين منوال كه يخترع الاولين جيغ زدگي!

و في الامر تطلب من هذا سارقان دمپايي كه لايجعل پايشان را في الدمپايي دوستانشان( پاشون را در دمپايي ما نكنن)

 

جوك!

 

1-      زن بداخلاق بدقيافه اي از شوهرش مي پرسه : نمار وحشتو چه موقع مي خونن ؟ شوهرش مي گه : هروقت جمال مبارك حضرت عالي ديده شود !

2-      مردي با دو فرزند از زن اولش با زني با دو فرزند از شوهر اولش ، ازدواج كرد و صاحب دو فرزند مشترك شدن. يه روز زن به شوهرش زنگ زد و گفت : عزيزم زود خودتو به خونه برسون ، چون بچه هاي من با بچه هاي تو ، دارن بچه هاي ما رو مي زنن !

3-      تو يه مسابقه كشتي بين گربه ها يه گربه ي ضعيف مردني همه رو شكست مي ده مي ره مرحله فيينال و اونجا هم قهرمان مي شه. خبرنگارا ازش مي پرسن : رمز قهرماني شما چه بود ؟ گربه ي لاغر مي گه : بشوژه پدر اعتياد ، من بَبرم!

4-      اولي : من خروس تنبلي دارم كه سالي يه مرتبه آواز مي خونه ! دومي : اين كه چيزي نيست خروس تو خيلي زرنگه ، من خروس تنبلي دارم كه وقتي خروس همسايه آواز مي خونه ، فقط سرشو به علامت تاييد بالا و پايين مياره !

5-      اولي : عموي من ديروز مرحوم شد. دومي : دكتري كه معالجش مي كرد كي بود؟ دومي : كسي معالجش نكرد ، خودش مرد!

6-      اولي : علت مرگ برادر معتادت چه بود ؟ دومي : والا علت زندگي برادرم هم معلوم نبود تا چه برسه به علت مرگش !

7-      يه بار يه تيمسار مي ره بازديد از ارتش ، يه كفاش مي بينه مي گه : پسر اينجا چكاره اي ؟ كفاش هول مي شه مي گه تيمسارم كفاش!

8-      مردي در بستر بيماري افتاده بود و زنش بالاي سرش داشت نامه مي نوشت. مرد گفت : زن داري چي مي نويسي؟ زن مي گه : دارم در مورد سلامتي تو به پدرم نامه مي نويسم. بعد از چندي زن از شوهرش مي پرسه : راستي كلمه ي قبر رو با "قاف" مي نويسن يا با "غين"؟!!!

9-      مردي با يه زن زيبا ازدواج كردو وقتي نام زن را پرسي زن گفت : نام من حماره. مرد گفت : اين نام را عوض كن چون حمار يعني خر و اسم درستي نيست. زن نامشو عوض كرد و گذاشت قاطر ! مرد گفت : اين دفعه نام تو از اول بهتر شده ولي هنوز از طويله خارج نشدي !


10-   معروف است كه وقتي معلم لويي چهاردهم براي او شيمي تدريس مي كرد چنين مي گفت : اكسيژن و هيدروژن كمال افتخار را دارند كه در حضور اعليحضرت با يكديگر تركيب شده و توليد آب نمايند !

 

11-   يه بار ناصرالدين شاه رفت مازندارن . در نزديكي مقصد وقتي سر از پنجره بيرون آورد دريا را ديد. با تعجب از يكي از همراهان پرسيد آن چيست. آن شخص با چاپلوسي تعظيمي كرد و گفت : قربان ! بحر خزر شرفياب شده است !

 

12-   شعار جدید 22 بهمن: 22لیتر بنزین ریختیم تو موتورگازی رفتیم دختر بازی الله یاور ماست 110 دنبال ماست.

 

13-    قانون جديد : سوخت گیری در  بازی نید فور اسپید بدون ارائه ی کارت هوشمند سوخت ممنوع است!

 

ماجراي طنز

 

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم

موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

 

ارتباطات در آينده اي نزديك

 

1- با نصب نرم‌افزارهای جدید کلیه رایانه‌ها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت ۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown می‌شوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمان‌های اطراف منجر خواهد شد.

2-  نصب پیامبر ( yahoo messenger سابق) روی رایانه‌ها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد

3- پیامبر شما علاوه بر send to all باید از گزینه